روزی همه خواهند دوید
و خواهند پرسید
او کجاست او کجاست
و جواب خواهد شد
او مرده است او مرده است
ادامه مطلب
|
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386
روزی همه خواهند دوید و خواهند پرسید او کجاست او کجاست و جواب خواهد شد او مرده است او مرده است ادامه مطلب
لينک ثابت
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
(تقدیم به مهدی حیدری به اردیبهشت ملال انگیزش) گنجشک مثل لکه ی سیاهی در میان سبز تیره ی برگ های باران خورده بود.زوم کردم ، گنجشک نزدیکتر آمد ، اما خطوط محیطی اش میان برگ ها به صورت پیکسل های چهار خانه محو شدند. دست چپم را چتر لنز دوربین گوشی گرفتم و دست راستم را باز کردم تا دوربین را به گنجشک نزدیکتر بگیرم. گوشی زیر باران خیس شد.دستم را پس کشیدم و چند قدم عقب رفتم ، تا زیر طاق سردر اورژانش بیاستم. قطره های روی صفحه ی گوشی را با سر آستین پیراهنم خشک کردم. به تصویر گنجشک میان برگ ها ، دیوارهای باران خورده ی حیاط بیمارستان و قسمتی از آسمان خاکستری بعد از ظهر که روی صفحه ثابت مانده بود ، نگاه کردم. گنجشک توده ی بی شکلی بود . واضح نبود آن طور که می دیدمش. ادامه مطلب
لينک ثابت
شنبه پنجم خرداد 1386
لينک ثابت |