تبليغاتX
قالپاق
 
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386

چشم‌های تو دختر یک جفت مداد است سوسمار نشان

تراش نیم صورتم پُلی است لـَنگ

و حلقه‌های صدایت بر دهان بوسه پیاله‌ای‌ست آب خنک

برنامه‌ای که پُست می‌شود به ساعت کودک

پلنگ صورتی! هنوز هم دی‌ریم؟

دی‌ریم، دی‌ریم دی‌ریم دی‌ری‌ی‌ی‌یم، دی‌ری ری ریم ری‌ی‌ی‌م


ادامه مطلب

لينک ثابت
   نوشته شده توسط محمدعلی خامه پرست  | 

دوشنبه پانزدهم مرداد 1386

 صبحست و ژاله میچکد از ابر بهمنی                             برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

 در بحر مایی و منی افتاده ام ، بیار                               می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

 خون پیاله خور که حلالست خون او                              در کار یار باش که کاریست کردنی

 

امروز باید وبلاگم را به روز کنم.قالپاق،بچه ی ناقص الخلقه ی بی دست و پایم را.کاش می شد وبلاگ را مثل تل کتاب ها و دست نوشته ها و چرک نویس ها وسط حیاط ریخت و سوزاند.کاغذ نیم سوخته ها در هوا بچرخد، کتت را روی دوش بیاندازی و سوختن را تماشا کنی.باران هم بیاید کم کم ، ای بد نیست.گریه کنی های های.


ادامه مطلب

لينک ثابت
   نوشته شده توسط مسعود تارانتاش  | 

جمعه پنجم مرداد 1386
در یک داستان علمی ـ تخیلی جذاب، یک روحانی عالی مقام بودایی برای ‏معبدش در تبت کامپیوتری خودکار از نوع v ‏خریداری می‌کند. اما این روحانی درخواست می‌کند که کامپیوتر را به گونه‌ای تغییر دهند که به جای اعداد، حروف را چاپ کند. هدف عجیب او از همه‌ی این کارها، بنا به اظهار خودش این است که راهبان بتوانند هر چه سریعتر فهرستی را که از همه‌ی نام‌های خداوند تهیه کرده‌اند، تکمیل کنند. انجام این وظیفه که ممکن بود پانزده قرن دیگر طول بکشد، اکنون می‌توانست تنها در طی صد روز میسر شود.
ادامه مطلب

لينک ثابت
   نوشته شده توسط محمدعلی خامه پرست  |