از حالم اگر میپرسید
گربه ای می شناسم شاعر است از روی دیوار می گذرد
فقط پا روی برگها می گذارد.
1- پاییز پر از کج بار سرد و برگ برگ براتون آرزو میکنم رفقا، از اون پاییزا که یقه ی پالتوی بارونیتونو بالا بدین، تو خودتون فرو برین و از بیخ دیوار پا تند کنین سمت خونه، از اون پاییزا با خوشه های ابر و قله های در همش...من و وبلاگم متولد آبان هستیم، به زعم من آبان، ماه خیلی خوبی برای متولد شدنه، مخصوصن که آبانش از اون آبانا باشه که توش پاییز خیلی پاییز باشه، مثل این روزا باشه که چند روز پشت هم هوا بباره، و رود مه از شکاف تو کوهها سرازیر بشه، از اون پاییزا که وقتی داری تو جادهی مه و بارون رانندگی میکنی برف پاکن خوابت میکنه در حالی که داری با تام یورک هم صدایی میکنی:
Her green plastic watering can
For her fake Chinese rubber plant
In the fake plastic earth
That she bought from a rubber man
In a town full of rubber plans
To get rid of itself
It wears her out, it wears her out
It wears her out, it wears her out
She lives with a broken man
A cracked polystyrene man...
2- هیچ وقت اثر هیچ فعل ما در دنیا نابود نمیشه. خاطرم هست سال دوم راهنمایی یه معلم انشای کُرد داشتیم که خیلی مرد بود(از جنس مردای کیمیایی)، یعنی خیلی سیبیل داشت، پَهلوان بود(با لهجه کردی خوانده شود)، و یه هوا گنده. موضوع انشا قرار بود راجع به 13 آبان بنویسم، پای تخته داشتم میخوندم که بعله این روز برا همه 3 تا مناسبت داره، برای من 4 تا، بعد از اینکه راجع به هر کدوم یه کم صحبت کردم سر آخر نوشتم اما این 3 تا مناسبت برای من اهمیتی نداره، من این روز به خاطر تولدم خیلی دوس دا...یه پس گردنی محکم بهم زد تا به اینجاهاش رسیدم، دفتر از دستم پرت شد، توفان خندهها...حالا بعد از گذشت خیلی سال هنوز پس گردن خاطرهی اون روز درد میکنه و تو گوشم صدای خندس. اما معلم عزیز Go F Your Self یا به قول پینک فلوید:
I don't need no arms around me
And I don’t need no drugs to calm me
I have seen the writing on the wall
Don't think I need anything at all
No! Don't think I'll need anything at all
All in all it was all just bricks in the wall
All in all you were all just bricks in the wall…
3- رفیق پژمان نمیدونم این مطلب میخونی یا نه، اما میخوام بگم کم کم سن بالا که میره دیگه تعداد کانتکت لیست موبایلت برات اهمیتی نداره، دلت میخواد یه نفر تو کانتکت داشته باشی اما اون یه نفر کسی باشه که بتونی روش حساب کنی، روزی خیلی بار تلفن زنگ میخوره، خیلی اصوات دارن چاکرم نوکرم میکنن، اما...پژمان به نشست و برخاست با آدمایی مثل تو افتخار میکنم، آدمایی که فقط حرف مفت نیستن.