بخش دوم؛ زمان(معشوقه‌ی فشرده): استوارت هال می گوید: اگر هویت را نوعی نظام بازنمایی بدانیم، زمان و فضا مختصات اصلی این نظام به شمار می­آیند. همه­ی هویت­ها در فضا و زمان نمادین قرار می­گیرند و به قول ادوارد سعید، جغرافیای خیالی خود را می­طلبند. فرد هنگامی میتواند مدعی داشتن هویت باشد که از تداوم خود اطمینان حاصل کند. این تداوم چیزی نیست مگر احساس ثبات شخصیت در طول زمان. هویت بر بستر تداوم استوار است و تداوم هم در چارچوب زمان معنا می­یابد. تحلیل ماهیت و ابعاد خویشتن(Self) نیز جایگاه محوری زمان را نشان می­دهد. یکی از معانی اصلی خویشتن، فردیت یا جوهر یک شخص یا پدیده و ثبات(همسانی درونی) در طول زمان است. از لحاظ فردی، گذشته­ی مورد نظر همان "خاطره" است و از لحاظ جمعی، "تاریخ". هر فرد و گروه تداوم خود را بر خاطره و تاریخ استوار می­کند.

در جوامع سنتی گذشته، زمان از عهده­ی انجام این کار ویژه­ی هویتی خود برمی­آمد، چون مکان­مند بود. چنان که گیدنز تشریح می­کند، در چنین جوامعی محاسبه و گستره­ی زمان بسیار محدود بود، زیرا با مکان پیوند داشت. در چنین شرایطی انسان­ها به آسانی می­توانستند گذشته­ی خود را بازشناسی کنند و با حال پیوند زنند تا به نوعی احساس تداوم و ثبات فردی و جمعی در طول زمان دست یابند. زمان مکان­مند، زمانی بود خطی که فرد همراه با دیگر اعضای جامعه، گذشت آن را آگاهانه و مشترک تجربه می­کردند. در تجدد و فرآیند جهانی شدن، همان­گونه که فضا به مثابه بستار از بین می­رود، زمان به مثابه تداوم نیز از بین می­رود. تحت تاثیر این فرآیند، زمان چنان فشرده می­شود که دیگر نمی­تواند در خدمت هویت­های خاص قرار گیرد. آنتونی اسمیت معتقد است درون مایه­ی فرهنگ و هویت را خاطره­ی جمعی تشکیل می­دهد و خاطره­ی جمعی بر تداوم زمان استوار است. اگر فرآیند جهانی شدن، یک دنیای "بی زمان" پدید می­آورد، در واقع یکی از ابزارها و منابع اصلی هویت­یابی را از بین می­برد(بهزادفر، 1390).

در جامعه­ی اطلاعاتی زمان اداراکی(توالی اتفاقات) رو به فشردگی دارد، زمان تجریدی کاملن در محاق فشردگی زمان ادارکی فرو رفته. انسان جامعه اطلاعاتی به لحاظ کثرت اتفاقاتی که پیرامون او در شرف وقوع است به ادراک فشرده­ و بی­ثباتی از پیرامون خود می­رسد. پیرامون او، همانطور که در بخش اول نیز اشاره شد به اندازه­ی تمام جریان­های اطلاعاتی و فضاهایی که آن را تجربه می­کند رو به گشودگی دارد. علاوه بر صفت فضایی بودن المان­های تکه چسبانی سازنده­ی هویت معشوقه­ی جامعه­ی اطلاعاتی که در بخش قبل به آن اشاره شد این عناصر سازنده بشدت روبه جایگزینی ناتمام و بی­ثباتی دارند. انسان جامعه­ی اطلاعاتی در طوفان ذهنی و بمباران اطلاعات دائما تکه­های جدیدی را مورد علاقه­ی خود می­یابد و پیوسته در حال جایگزینی این عناصر است. بدن مانکنی آفریقایی در شوی لباسی در بانکوک، در یک آن با بدنی از یک قهرمان شیرجه در مسابقات المپیک جایگزین می­شود. لبخندی از بازیگری در فیلمی از بلوک شرق جای خود را به لب­هایی در عکس پروفایلی در فیس­بوک می­دهد و...این ساختن و ویران کردن و بازهم ساختن و ویران کردن با مصالحی که در تمام گستره­ی فضایی زندگی انسان عصر امروز در اختیار او قرار گرفته است بی وقفه ادامه دارد.