شعری از ناظم حکمت با ترجمه مهران مرتضایی
دوستم مهران مرتضایی از راه لطف ،ترجمه ای را که از یکی از شعرهای ناظم حکمت انجام داده ، به یکی از دوستانش به نام محسن فرجی تقدیم کرده. این توضیح را هم درمورد شعر نوشته است :این شعر را ناظم حکمت در سال 1932 سروده است. دلتنگی عجیبی دارد.
خوش آمدی
خوش آمدی!
چون دست بریده شده
جای خالی ات بر شانه هایمان بود...
خوش آمدی!
فراق دیر زمانی پایید.
دلتنگ شدیم.
چشم به راه ماندیم...
خوش آمدی!
ما
همانطوریم که ترکمان کردی
فقط کمی ماهرتر شده ایم
در خرد کردن سنگ ها،
در تمیز دادن دوست از دشمن...
خوش آمدی!
جایت حاضر است.
خوش آمدی.
گفتنی ها و شنیدنی ها بسیارند.
فقط زمانی برای حرف های طولانی نداریم.
برویم ...
خوش آمدی
خوش آمدی!
چون دست بریده شده
جای خالی ات بر شانه هایمان بود...
خوش آمدی!
فراق دیر زمانی پایید.
دلتنگ شدیم.
چشم به راه ماندیم...
خوش آمدی!
ما
همانطوریم که ترکمان کردی
فقط کمی ماهرتر شده ایم
در خرد کردن سنگ ها،
در تمیز دادن دوست از دشمن...
خوش آمدی!
جایت حاضر است.
خوش آمدی.
گفتنی ها و شنیدنی ها بسیارند.
فقط زمانی برای حرف های طولانی نداریم.
برویم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۵ ساعت توسط مسعود تارانتاش
|