۱

 

زنی غریبه بالای پله ها ایستاده است

از پله ها

پرت شدم پایین

بلند شدم

پله ها را تکاندم

غریبه

هنوز زن است.

 

 

2

 

ساعت دیدار تو نزدیک است

نه باران می بارد

نه کتم را پوشیده ام.

 

 

3

 

مرا بغل کن

هر وقت دوست داری بیا

ماهی یکبار

سالی یکبار

اما

مرا بغل کن.

 

 

4

 

قطار موهای دودی اش را به پشت شانه می کند

موهای سفیدش را

موهای سفیدش را

سفیدش را.

 

 

۵

 

سنگی رها شده

تصویر تو از برکه افتاد